لانگ تایم نو سی! فک کن!!

ما این چن وخته هیچ اتفاقی نیفتاده بود برامون. فقط یه کم این باسنه گشاد کرده بود که خدا رو شکر داره بهتر میشه.

رئیسم عوض شده تو شرکت. یک آدم بیل مغزی اومده اینجا. یعنی به این سیستم اینجا نمیاد. هیچی هم از خودش نداره یعنی منظورم فکر و ایده س. تعطیله تعطیله. منم نمیتونم با این آدما کار کنم. هفته ای هفت بار باهاش دعوام میشه. هرچی مدیریت شرکت میگه چشم و گوش بسته قبول میکنه ولو چرت و پرت و حرف بی منطق. خلاصه فقط ...ایه مالی میکنه. البته براش خوبه . حتمن به زودی به یه جایی میرسه. اما خب میرینه تو اعصاب ما این وسط!

آقا این کلاس فرانسه مون این ترم به فاک رفت یعنی کنسلش کردن مادر فلانا. این موسسه کیش هم نوبرشو آورده با این ان آقا بازیاش! با بچه ها جمع شدیم بریم جای دیگه از هفته دیگه احتمالن.

پرونده فرار به استرالیا هم خب یه کمی پیش رفت. لاج که شدیم فایل نامبر که اومد. فقط مونده کیس آفیسر مشخص شه که مراحل نهاییش طی شه. که البته این داستان حدود یه سال و نیم طول میکشه و تا اون موقع ما به همون کارای معمول تو این مملکت می پردازیم. تا بعد ببینیم اونجا چه غلطی میخوایم بکنیم.

این چن وخته کلن به طرز تخماتیکی سرم شلوغ بوده. یه بریکی نیاز دارم فک کنم! آقاجون حرفیه؟ دوس دارم لغات خارجی استفاده کنم. خب باید به فکر آیلتس شیش و نیمی که گرفتم و فقط به درد اسِس شدن میخوره باشم. البته باید یه کلاس درست و درمون برم تا یه فکری هم به حال این اکسنت تخمی ای که دارم بکنم. فک کن!


 

/ 4 نظر / 34 بازدید
سوگلی

نیمول! میبینم که زندگی جریان داره! آخه این استرالیا هم شد کشور؟؟؟ همه پا می شن می رن اونجا!!!!

الناز

کاریت نمیشه کرد ندید بدیدی دیگه...تا دوکاوم زبون خارجه یاد گرفتی باید هی استفاده کنی...قربون یو

تلخون

من که حالا حالا ها محلت نمی ذارم!!!

آرايه

هي هي...ما هنوز منتظر لاج هستيم!